روشنایی شب / "جانم فدای امام نقی علیه السلام"
امام حسن عسکری (ع): خدا را بسیار یاد کنید و همیشه به یاد مرگ باشید و قرآن زیاد بخوانید.
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: سید مهدی جزایری - شنبه ۱۳٩۱/٢/۳٠

شکر و سپاس بى منتها، خداى بزرگ را که ما را از امّت مرحومه قرار داد و به صراط مستقیم ، ولایت اهل بیت عصمت و طهارت صلوات اللّه علیهم اجمعین هدایت نمود.
درود بر روان پاک پیامبر عالى قدر اسلام صلى الله علیه و آله ؛ و بر اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام ،

خصوصا دهمین خلیفه بر حقّش حضرت ابوالحسن ،

امام علىّ هادى النقی علیه السلام ؛

-----------------------------------------------

 و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل بیت رسالت ،

که در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند.

و لعن و نفرین بر دشمنان و مخالفان اهل بیت رسالت ،

که در حقیقت دشمنان خدا و قرآن هستند.

خداوند متعال ، در ضمن حدیث لوح حضرت فاطمه زهراء علیها السلام در عظمت و جلالت مقام آن بزرگوار فرموده است : نام او علىّ است ؛ و او یاور و نگه دارنده شریعت و شاهد بر اعمال و حرکات بندگان خواهد بود.
نیز جدّ بزرگوارش ، حضرت ختمى مرتبت ، ضمن یک حدیث طولانى فرمود: دهمین خلیفه و وصىّ من ، شخصیّتى با نام علىّ بن محمّد علیه السلام مى باشد، که داراى سکینت و وقار خاصّى است ، تمام علوم و اسرار نزد او موجود خواهد بود؛ و او از تمام جریانات و نیّات افراد آگاه مى باشد.
احادیث قدسیّه و روایات بسیارى در منقبت و عظمت آن امام والامقام ، با سندهاى متعدّد در کتاب هاى مختلف ، وارد شده است .

مابقی در ادامه مطلب...


ادامه مطلب ...
نویسنده: سید مهدی جزایری - چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٧

چند سفارش از آیت الله میرزا علی آقا قاضی :

اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید.

توصیه دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام را از ولادت حضرت پیغمبر(صلوات الله علیه) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید.

و بعد از عمل به این ها می فرمودند برو نمازشب بخوان!


---------------------------------------

صرفا جهت یادآوری :

آیت الله قاضی استاد علمایی همچون ؛

مرحوم علامه طباطبایی و آیت الله بهجت و آیت الله بروجردی و آیت الله خمینی و...

شادی روحشان صلوات....

یا حق

نویسنده: سید مهدی جزایری - چهارشنبه ۱۳٩۱/٢/۱۳

سلام.

میخواستم از شهدا مطلب بذارم که تو گذر در اینترنت به نامه دختر شهید به پدرش رسیدم ...

ادامه نمیدم خودتون بخونید....

بابا مجتبی سلام

امیدوارم حالت خوب باشد. حال من خوب است، خوب خوب. یادش بخیر! آن روزها که مهد کودک بودم و موقع ظهر به دنبالم می آمدی، همیشه خبر آمدنت را خانم مربی‌ام به من می‌رساند:

«سیده زهرا علمدار! بیا بابات آمده دنبالت!»

و تو در کنار راه‌پله مهد کودک می‌نشستی و لحظه‌ای بعد من در آغوشت بودم. اول مقنعه سفیدم را به تو می‌دادم و با حوصله‌ای به‌یادماندنی آن را بر سرم می‌گذاشتی و بعد بند کفش‌هایم را می‌بستی و در آخر، دست در دستان هم به‌سوی خانه می‌آمدیم.

راستی بابا چقدر خوب است نامه نوشتن برایت و بعد از آن با صدای بلند روبه‌روی عکس تو ایستادن و خواندن؛ انگار آدم سبک می‌شود.

بابای عزیز! تو همه چیز مرا با خود برده ای،حتی حس ناب گریستن را. بی گمان چیزی درآن سوی افق دیده ای که این گونه خویشتن را به شط جاودانه ی آسمان انداختی، با من بگو چه شنیده ای و چگونه به راز عباس بی دست پی برده ای؟

ای پدر عزیز! ای پاره دل من، یاد خاطره ی تو را جیره بندی کرده ام که مبادا تمام شوی..... باور کن هر کجا که می روم تمام دل تنگی های تورا با خود می برم و در برابر افق خاطرات تو می نشینم و در حضور پنجره ی باز نگاهت برای تنهایی خود دست های اشک آلودم را تکان می دهم. مگر شهیدان با تو چه گفته بودند که چشمانت را از ما دریغ کردی؟ داغ تنهایی کدام اندوه، تاب ماندن را از تو گرفت و پی به چه رازی برده بودی که گام هایت تو را تا خاک ریزها برد؟ تو با بال کدام فرشته به پرواز در آمدی؟ ای منتهای دل تنگی من! ای کاش راز سکوت تو را می فهمیدم ای نوحه خوان حضرت عشق! ای نور چشم من ای پدر عزیز.!

 

                                                                      سیده زهرا علمدار

فرزند شهید حاج سید مجتبی علمدار

التماس دعا

یا حق.

 

 

نویسنده: سید مهدی جزایری - پنجشنبه ۱۳٩۱/٢/٧

بسم الله الرحمن الرحیم

حرفاشو با این جمله شروع کرد که بحرین جزء لاینفک ایران است.

http://www.iranboom.ir/aks-ha/iranzamin/jahan-irani/90/IRAN-bahrain.jpg

 و گفت بحرین استان 14 ام ایران بوده و مردم بحرین ایرانی اند و بس.

تو حرفاش از آل خلیفه گفت و گفت که آل خلیفه یکسری بادیه نشین و راهزن بودند که از قسمت عرب نشین همراه با آل صباح و آل جلاهمه  به سمت بحرین اومدند و در بحرین کنونی سُکنی گزیدند .

بحرین یکی از پایگاه های مهم شیعه در خصوص تولید علم و فقه شیعه بوده و معروف به نجف صغری.

خیلی مرد شوخ طبعی بود ؛ دو سه بار گفت آقا سید این مطالب خرج داره ها... من هم میگفتم چشم شما بفرمایید میدم دوستان حساب کنند.

بحرین در دوران ساسانی در قلمروی ایران بوده و ار سال 1522 تا  سال 1602 در دست پرتغالی ها بوده و از آن سال به بعد تا سال 1783  بحرین در دست صفویه افتاد و در سلطه ایران بودکه متاسفانه از سال 1783 میلادی آل خلیفه به کمک آل سعود و انگلیس توانست بحرین را اشغال کنند.

بسیار ظالمانه آل خلیفه به کشتار شیعیان پرداختند و قیام های مردم بر علیه آل خلیفه همواره سرکوب میشد و بزرگان شیعه و لیدرهای انقلابی را دستگیر و شکنجه میدادند ، این مبارزات ادامه داشت در طول تاریخ .

http://www.taghribnews.com/images/docs/000089/n00089964-b.jpg

بعد از گذشت سال های متوالی و جرم و جنایات آل خلیفه بالاخره در سال 1956 یک هیئت به نام اتحاد ملی تشکیل و حکومت در دستشان افتاد اما آل خلیفه با حیله گری های خود و با قول مساعدت با مردم  دوباره حکومت مستبد خود را در دست گرفتند واعضای هیئت را تبعید و زندان کردند.

در سال1970 تا  1971 در بحرین رفراندومی در خصوص جدایی بحرین از ایران صورت گرفت که که با توجه به نبود رهبران مردمی و سرکوب مبارزان توسط آل خلیفه در این برهه حساس موجب شد که رای به جدایی داده شود و از همه بدتر موافقت محمدرضا پهلوی بر این موضوع صرفا بخاطر از دست ندادن حمایت اعراب منطقه و غربی ها.

راستی تقریبا 6 سال قبل از اینکه انقلاب اسلامی ایران به ثمر بنشینه بحرین از ایران جدا شده و جالبتر آنکه اولین کشوری که بحرین را به رسمیت شناخت خود ایران بود.

بعد از جدا شدن بحرین ؛ انقلابیون و علمای شیعه و ... با امام خمینی(ره) در ارتباط بودند و از حرکات امام و بزرگان ایران سرلوحه میگرفتند.

در همین ایام بود که پادشاه وقت آل خلیفه دست به دامان آیت الله محسن حکیم میشود تا از مردم درخواست شود تا در رفراندوم هئیت موسسان جهت قانونگذاری شرکت کنند که اینطور هم شد  و در سال 1973 هئیت تشکیل و تا 1975 ادامه داشت و چون قانون های جدید داشت قدرت دربار را کم و بودجه های درباری را زیر نظر داشت تا اینکه ولیعهد وقت بحرین هئیت موسسان  را کنسل کرد .

پرسیدم پس بیداری اسلامی از کی شروع شد . بنده خدا شروع کرد به چای خوردن و درهمین حین بود که "نزار قطری" هم به جمع ما پیوست و کمی بحث عوض شد در اصل رفته بودیم با "نزار" ناهار بخوریم که این مباحث شروع شد و تازه ما از بنده خدا خواستیم تا خودش را معرفی کنه بعد از معرفی خودش ادامه داد...

در 14 فوریه سال 2001 جوانان و دانشجویان معترض و بیدار بحرین به میدان لولوء آمدند و شروع به اعتراض کردن و تنها شعارشان این بود که

«الشعب یُرید إسقاط النظام‎» ( ملت سقوط نظام را میخواهد) .

در این ایام یعنی از سال 2001 تا 2011 که اعتراضات جوانان و بیداری اسلامی رخ داده است دو جنبش به نام های "عمل اسلامی" با دیدگاه سرنگونی آل خلیفه و "وفاق" با دیدگاه مشروطه کردن سلطنت و پادشاهی آل خلیفه روی کار آمدند که فعالیت هایی داشتند.

و در حال حاضر هم در اخبار مشاهده میکنید آل خلیفه به کمک آل سعود و نظامیان آمریکایی با مردم و جوانان چه میکنند و ... .

برای من که جالب بود تا حالا به بحرین با این زاویه نگاه نکرده بودم و جالبتر آنکه بنده خدا چند بار گفت شما نعمت های بزرگی دارید: امام خمینی(ره) ؛ امام خامنه ای(مدظله) و روحیه ی بسیجی شما جوانان ...

در آخر هم چند کلید واژه میدم به علاقمندهای به این بحث که اگر دوست دارند تحقیق و تفحص بیشتری بکنند.

1-آل خلیفه

2-چرا بحرین از ایران جدا شد؟

3-هیئت اتحتد ملی

4-آیت الله محسن حکیم

5-هیئت موسسان

6-ارتباط انقلاب ایران با اعتراضات و انقلاب های مردمب بحرین بر علیه پادشاه

7-نخست وزیر خلیفه بن سلمان

8- 14فوریه

9- میدان لولو

10-بیداری اسلامی در بحرین

این هم دوسایت مرتبط

http://www.14febrayer.com/

و

http://www.bahrainonline.org/forum.php

التماس دعا

نویسنده: سید مهدی جزایری - یکشنبه ۱۳٩۱/٢/۳

امام خامنه ای(مدظله):

بنده تمام حوائجم را در طول سال جمع کرده و در ایام فاطمیه به مادرم زهرا(سلام الله علیها) عرضه میکنم

  سلامُ الله یا زهرا سلامی بر حجاب تو
چه دارد لحظه محشر دل ما در جواب تو؟
میان کوچه های ما پر از فریاد تو اما
کسی از جان و دل آیا شنیده این خطاب تو؟


سلامُ الله یا زهرا سلام ای حضرت مادر
تویی که مادری کردی چنین تا لحظه آخر
بلاها بر سر مادر رسید و پشت او خم شد
که مادر را شکست از غم؟که دارد این چنین باور؟


سلامُ الله یا زهرا سلامی بر نماز تو
به زهرایی سیمایت به پنهانی راز تو
دعا کن حضرت مادر که باشم محرم دردت
به جز خود بر همه کردی دعا وقت نیاز تو


سلامُ الله یا زهرا سلامی از دل و از جان
سلامی از کنار غم زکنج خانه ویران
تو رفتی مادرم اما هنوز این ماجرا مانده
به یاد کوچه خسته به یاد خانه احزان


سلامُ الله یا زهرا شهید خانه مولا
تو بودی شمع این خانه تویی پروانه مولا
اگر می داد اشکش را به دامان تو روزی او
کنون در چاه می ریزد دل ویرانه مولا


سلامُ الله یا زهرا که داری درد بی پایان
رگ تاریخ می جوشد ز خون و غیرت و ایمان
پس از رفتن چه ها دیدی خدا صبرت دهد مادر
حسن آمد جگر خون و حسینت با لب عطشان


سلامُ الله یا زهرا کنون بر من نگاهی کن
برایم مادری کن محرم عشقم به آهی کن
از این بیراهه ها سرگیجه می گیرم دراین کوچه
مرا اکنون به راه مستقیم عشق راهی کن

شعر از مسعود نوروزی راهی

التماس دعا ...

نویسنده: سید مهدی جزایری - یکشنبه ۱۳٩۱/۱/٢٧


1-حجاب و عفت:
مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (عج) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدم اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!»
بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.»

2-رعایت حلال و حرام در زندگی
یکی دیگر از نگرانی های امام زمان (عج) بی توجهی مردم به حلال و حرام است. یکی از دانشمندان مدت ها در آرزوی زیارت حضرت مهدی (عج) بود، برای رسیدن به این هدف زحمت های فراوان کشید از جمله علم جفر آموخته و چلّه نشینی کرده و چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفته بود. اما هر چه می کوشید راه به جایی نمی برد تا به او گفتند: دیدار امام زمان (عج) برای تو ممکن نیست مگر در فلان شهر. او حدود 37 روز در آن شهر می ماند تا در بازار آهنگرها کنار دکان پیرمردی قفل ساز هنگامی به محضر امام زمان (عج) شرفیاب می شود که آن حضرت در کنار پیرمرد قفل ساز نشسته و با او گرم گرفته بودند و سخن می گفتند. در همین حال می بیند پیرزنی ناتوان و قد خمیده ،عصا زنان آمده و با دست لرزان قفلی را نشان داد و گفت: «برای رضای خدا این قفل را به مبلغ سه شاهی از من بخرید. من سه شاهی پول نیاز دارم.» 
پیرمرد با کمال سادگی گفت: «این قفل دو عباسی و هشت شاهی ارزش دارد، من آن را به هفت شاهی می خرم زیرا در معامله دو عباسی بیش از یک شاهی منفعت بردن بی انصافی است.» پیرزن با ناباوری گفت: «من التماس کرده ام اما هیچ کس راضی نشد این قفل را به سه شاهی از من خریداری کند.» سرانجام پیرمرد هفت شاهی پول به آن زن داد و قفل را خرید هنگامی که پیرزن رفت امام عصر (عج) به من فرمود: «آقای عزیز! دیدی؟ اینطور باشید تا ما به سراغ شما بیاییم. چلّه نشینی لازم نیست، علم جفر سودی ندارد، علم سالم داشته باشید و مسلمان باشید. در تمام این شهر من این پیرمرد را انتخاب کرده ام چون دین دارد و خدا را می شناسد، هفته ای بر او نمی گذرد مگر اینکه من به سراغ او می آیم و از او دلجویی و احوال پرسی می کنم.»

3-بی توجهی شیعیان به امام زمان(عج)
مرحوم حاج محمدعلی فشندی تهرانی می گوید که در مسجد جمکران سیدی نورانی را دیدم با خود گفتم این سید در این هوای گرم تابستانی از راه رسیده و تشنه است ظرف آبی به دست او دادم تا بنوشد و گفتم: «آقا! شما از خدا بخواهید تا فرج امام زمان (عج) نزدیک گردد.» فرمودند: «شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند و دعا کنند فرج ما می رسد.»

4-اعمال ناپسند و بی توجهی به عرضه اعمال
در تشرّف مرحوم شیخ محمدطاهر نجفی، خادم مسجد کوفه، می فرمایند: «آیا ما شما را هر روز رعایت نمی کنیم؟ آیا اعمال شما بر ما عرضه نمی شود؟ چرا شیعیان برای فرج ما دعا نمی کنند؟»
آقامیرزا محمدباقر اصفهانی می گوید که شبی در خواب گویا مولایم حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) را دیدم که به من فرمودند: «روی منبرها به مردم بگویید که توبه کنید و برای فرج حضرت حجت (عج) دعا نمائید و بدانید این دعا مثل نماز میت واجب کفایی نیست بلکه مانند نمازهای یومیه بر تمام مکلفین واجب است.»
در تشرّف آقا شیخ حسیم سامرایی در سرداب مقدس فرمودند: «به شیعیان و دوستان ما بگویید که خدا را قسم بدهند به حق عمه ام حضرت زینب (علیها سلام) که فرج را نزدیک گرداند.»
در تشرّف مرحوم آیت الله حاج سید محمد- فرزند آیت الله سید جمال الدین گلپایگانی (ره)- امام زمان (عج) فرمودند: «از علایم ظهور فقط علامات حتمی مانده است و چه بسا آنها نیز در مدتی کوتاه به وقوع بپیوندد. شما برای فرج من دعا کنید.»
در تشرّف دیگری که یکی از علماء به محضر امام زمان (عج) پیدا کرده بود آن حضرت فرمودند: «به آنان بگو که برای فرج من دعا کنید تا خدا مرا از زندان غیبت نجات دهد.»


5-همکاری شیعیان با ظالمان و ستمگران
شیخ عبدالحسین حویزاوی می گوید مردی به نام میرزا احمد رئیس شهرداری نجف اشرف بود، او مرد متدین و خوبی بود که به اجبار او را شهردار کرده بودند. شبی در عالم رؤیا به محضر امام زمان (عج) مشرّف شدن و دیدم که رئیس شهرداری نجف نزد ایشان حاضر است حضرت با تندی به او فرمودند: «چرا داخل شغل حکومتی شدی و اسم خود را در زمره آنها محسوب داشتی؟» بعد مطلبی فرمودند که آن مرد متوجه نشد من خواستم گفته حضرت را به او بفهمانم. گفتم حضرت بقیه الله (عج) می فرمایند:وَ لا ترکَنُوا اِلی الّذین طَلَمُوا فَتَمّسکُمُ النّار؛ یعنی، به سوی ستمگران میل نکنید به آنان تکیه ننمایید که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد.» وقتی این جمله را گفتم، حضرت رو به من کرد و فرمود: «پس تو چرا مدح می کنی؟» عرض کردم: «تقیه می کنم.» حضرت دست مبارک را به دهان گذاشتند و به عنوان انکار سخن من با تبسم فرمودند: «تقیه! تقیه! تقیه!- یعنی تو از روی خوف و تقیه مدح نمی کنی- هفت روز بیشتر از عمر تو باقی نیست فردا برو و مُهر حکومتی را رد کن.»

6-تحصیل معارف از طریق غیر مشروع
امام زمان (عج) می فرماید: «طَلَبُ المَعارِف مِن غَیرِ طَریقَتِنا اَهلَ البَیتِ مُساوِقُ لِلاِنکارِنا؛ یعنی، بدست آوردن معارف جز از طریق ما خاندان پیغمبر (صلوات الله علیه) مساوی با انکار ماست.»


7-گناه شیعیان

امام زمان (عج) می فرمایند: «نادان ها و کم خردان شیعه و کسانی که به اندازه پر و بال پشه دین ندارند- با رفتار و گفتار ناشایست خود- ما را آزار می دهند.»                    امام زمان (عج) می فرمایند: «به خدا پناه می برم از کوری بعد از بینایی و از گمراهی بعد از هدایت.»



8-پرهیز از تصرف اموال معصوم (علیه السلام)
از توقیع شریفی که به وسیله ی نایب دوّم ابوجعفر محمد بن عثمان از امام عصر (عج) رسیده است، آن حضرت در مورد خمس که باید به فقیه جامع الشرایط پرداخت شود، می فرماید: «کسی که آنچه را از اموال ما در دست او است حلال می داند و بدون اجازه ما در آنها تصرف می کند، همانند تصرفی که در مال خود می کند، ملعون است و در روز قیامت از دشمنان ما محسوب می گردد.»
امام زمان (عج) در توقیع شریفی می فرمایند: «هر کس در اموال مربوط به ما تصرف کند و بخورد، بدرستی که آتش را در شکم خود وارد کرده است و به زودی در آتش افروخته وارد خواهد شد.»
ایشان می فرماید: «وقتی برای هیچ کس جایز نباشد که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند چگونه این کار در مال ما جایز می شود؟»
در توقیع دیگر می فرماید: «لعنت خداوند و ملائکه و تمامی مردم بر کسی که یک درهم از مال ما را حلال بداند و در آن تصرف کند.»

 التماس دعا

نویسنده: سید مهدی جزایری - پنجشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٧

سلام.

میخواستم در خصوص ایام فاطمیه چیزی ننویسم تا زمانیکه به روایت شیعیان است اما با این جمله رهبری برخوردم که از ایشان در خصوص تاریخ صحیح شهادت پرسیدند :

برای شما چه فرقی می کند کدامیک صحیح باشد خداوند خواست که مردم بیشتر به یاد مادر ما باشند و بیشتر برای مادر ما عزاداری و بیان فضائل ایشان را بکنند.

و مطلب برای نوشتن و گفتن زیاد است  اما دل من که طاقت این مصائب را نداره نه بخونم و نه بنویسم اما در همین حد بسه که :

در روایت معتبرآمده است که چون على علیه السلام ، خانم را در هفت پارچه کفن کرد و پیش از آن که بند کفن را ببندد، صدا زد:

یا ام کلثوم یا زینب یا فضه یا حسن یا حسین هلموا و تزودوا من امکم الزهرا فهذا الفراق و اللقاء فى الجنة.

ام کلثوم، زینب، حسنین بیائید و از مادرتان بهره بگیرید که هنگام فراق و جدایى رسیده و دیدار و ملاقات فاطمه به بهشت افتاد.

در این موقع بود که حسنین (دو قرة العین) زهرا جلو آمده و می گفتند آه و واحسرتا که با مصیبتى بزرگ روبرو شدیم و به فقدان جدمان حضرت محمد مصطفى و مادرمان فاطمه زهرا مبتلا شدیم. مادرجان هنگامی که جدمان را ملاقات نمودى سلام ما را برسان و به آن بزرگوار بگو ما بعد از تو در دار دنیا یتیم گردیدیم. حضرت على علیه السلام می فرماید: من شهادت و گواهى می دهم که در آن هنگام فریاد و ناله فاطمه زهرا بلند شد و دستهاى خود را دراز نمود و دو نور چشمانش حسن و حسین را در بغل گرفت و آهسته آنان را بر سینه خود چسبانید. در این موقع سروش غیبى و هاتف آسمانى ندا در داد: اى ابوالحسن! حسنین را از روى سینه مادرشان فاطمه بردار، به خدا سوگند این منظره ملائکه را به گریه انداخته است . حضرت آنها را از روى سینه مادر مهربان بلند نموده، بند کفن را بست و همراه سایرین بر فاطمه نماز خواند و آنان حسن، حسین، عقیل، عمار، سلمان، مقداد و ابوذر بودند که در نماز بر آن حضرت شرکت داشتند.

التماس دعا یا حق.

نویسنده: سید مهدی جزایری - جمعه ۱۳٩٠/۱٢/٢٦

سلام علیکم.

سال 1391 ،

سالِ تولید ملى، حمایت از کار و سرمایه‌ى ایرانى

بر شما مبارک باد

نویسنده: سید مهدی جزایری - سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱٢/۱٦

سلام علیکم.

انتخابات تمام شد با همه خاطرات تلخ و شیرینش.

امام میخوام به خودم و همه ی بچه حزب اللهی ها( اعم از بسیجی ، هئیتی ، خونه نشینها ، سرکار رفته ها، متاهل شده ها، سرباز ها و ...) تذکری بدم که ...

فعالیت های سیاسی و روشنگری  خودمون را رها نکنیم...

برای آگاه سازی و روشن کردن افکار در همه ی عرصه های نظام تلاش کنیم...

مقطعی کار نکنیم...

و بتونیم یک گام که نه گام ها جلو باشیم (صحیح و در راه مستقیم ) تا بتوانیم روشنگری کنیم و نقشه های دشمنان اسلام و نظام را نقش بر آب کنیم...

با تمام توان (وبلاگی ، حضوری ، پیامکی ، بروشوری ، مجله ای ، جلسه ای و همایشی ، کرسی آزاد اندیشی و ...) باید کارکنیم ...

از کسانی که کار کرده اند مشورت بگیرید و به نحو احسنت کار کنید...

باید همه چشم به امام خامنه ای داشت و قدم در جای قدوم مبارکش گذاشت و گوشهایمان آماده بیاناتش باشد تا از راه بدر نشویم و بتوانیم خودمان را و این حکومت اسلامی را به دست صاحبش برسانیم...

 

نویسنده: سید مهدی جزایری - یکشنبه ۱۳٩٠/۱٢/٧

سلام علیکم و رحمة الله.

یا ایها الناس شرمنده این چند وقت نرسیدیم بروز شویم و ممنون از حضور همه ی شما دوستان در وبلاگ بنده و نظراتتون که باعث دلگرمیست.

خوب بعد این همه روز میخوام از انتخابات بگم اون هم خیلی صریح و شفاف و ساده و با عجله :

این دوره بسیار حساس است حتما به گوشتون رسیده ، تهدیدات و تحلیل های غربی ها و صهیونیست و هم حضور جریانات مخالف نظام و رهبری در انتخابات همه نشانه از حساس بودن انتخابات امسال است.

خیلی حرف برای گفتن است اما نمیرسم توضیح بدم .

مراقب نظام و رهبری باشید

خدایی نکرده رهبری را ...

با وضو ؛ با نیت خدایی و با شناخت کامل رای بدیم.

التماس دعا

مطالب قدیمی تر »
سید مهدی جزایری
از درد دلم، بجز تو کى با خبر است؟ # یا با من دیوانه که در بام و در است؟ @ طغیان درون را به که بتوانـــم گفت؟ # فریاد نهان را به دل کى اثر است؟
نویسندگان وبلاگ:
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


اللهم صل علی محد و آل محمد السلام علی الحسین (علیه السلام) ساعت اوقات شرعی تاریخ لوگو دریافت كد لوگو